دوشنبه, 30 ارديبهشت 1392
You are here: صفحه اصلی
منصوره بهکیش، همراه همیشگی مادران خاوران و مادران عزادار باز هم در بند! PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط Administrator   
شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۳:۲۰

ديشب همه خيالم بودي...

تغییر برای برابری - شيدا شاهپوري- شنيدم، باز هم خبري ديگر از تو، يكشنبه غروب يكي گفت: او را بگيريد، و تو را در ماشين نشاندند و بردند.

چند بار تو را بردند و همه بار براي چه؟ همه ي خيالم تصوير توست، گاهي با آن لبخند دلنشين و گاهي با آن قيافه جدي كه وقتي جدي مي شوي و حرف مي زني لهجه ات مشهدي مي شود. به سالهاي دور بر مي گردم ، سالهايي كه دوشادوش مادر بهكيش كه آن وقت ها راحت تر مي توانست به خاوران بيايد، با يك بغل گل مي آمدي ، گلها را دسته دسته مي كردي و به بچه ها مي دادي تا آنها را روي گورها بگذارند، گورها كه نه روي زمين خشك خاوران، كه هر تكه اش را گوري مي ديديم، و پنج گل را بر مي داشتي و به ياد پنج عزيزت مي گذاشتي.

 

 

 

 

 

 

 


آخرین به روز رسانی در شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۳:۲۷
ادامه مطلب...
 
اولین کاندیدای ریاست جمهوری زن در مصر PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط Administrator   
دوشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۳۵

تغییر برای برابری : اولین زن کاندیدای ریاست جمهوری مصر خود را معرفی کرد. بوتهاینا کمال، چهره مشهور رسانه ایی و فعال حقوق زنان خبر کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری مصر در اواخر سال جاری را رسمن اعلام کرد. بوتهاینا کمال یکی از ژورنالیستهای مشهور و خبرساز رادیو و تلویزیون در دنیای عرب است. کمال از نظر بسیاری شخصیتی جنجالی و نامتعارف است چرا که او مباحث مربوط به روابط جنسی را در برنامه های تلویزیونی اش مطرح می کند. او از اواخر دهه نود میلادی بحث علنی حول تابوهایی چون آزارهای جنسی، خشونت خانگی علیه زنان و سلب حقوق دمکراتیک مردم را وارد عرصه عمومی جامعه کرد و با شوهای رادیو و تلویزیونی اش این مسائل را به خانه های مردم برد.

آخرین به روز رسانی در دوشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۴۰
ادامه مطلب...
 
دختر آفتاب، از میان ما رفت- برای بهاره علوی/ رحمان جوانمردی PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط Administrator   
چهارشنبه ۰۷ ارديبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۱۹

 

دختری بود با سنی کم و عمری کوتاه، مادر نبود و عمرش کفاف نداد مادر خوانده شود، ولی بوی مادران کردی را میداد که درد آشناست، مادری دلسوز و پر از عاطفه، مادری که میتونست کوه به کوه و کومه به کومه و در به در دنبال فرزند اسیرش بدود. مادری که در پی جان و جسد فرزندش به هر ناکجایی سفر کرده و دست از تلاش بر ندارد. مادری که خیال و خوابش رهایی فرزندان در زندان و در صف اعدامش بود. مادری با خوابهای و رویاهایی مانند آفتاب روشن و تابان. بهار هر چند در پشت میله‌های زندان بزرگ سرزمینش مانده بود، اما فکر و خیالش به همه جای جهان سر می کشید و چون منده‌های اندکی که باری سنگین از جامعه مدنی را بدوش می‌کشند حضورش در جمع یاران حاضر بود، آنگاه که نیاز بود. بهار ۲۱ ساله بود و از نسل تازه و شاداب فمینیست کرد، یک بانوی جوان نواندیش بود که دیوانه‌وار در پی آزادی جنس خود بود. بهاره وبلاگ نویس صاحب نوشته و اثر بود و دغدغه‌های اجتماعی همنسلان خود و تمناهای زنان بی حقوق جامعه‌اش را با کلماتش فریاد می زد.

آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ۰۷ ارديبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۳۰
ادامه مطلب...
 
« ابتدا قبلی 10 9 8 7 6 5 4 3 2 1 بعدی انتها »

صفحه 4 از 11